خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / مقاله های آموزشی / محورهای تمرکز بخش دوم

محورهای تمرکز بخش دوم

محورهای تمرکز خود را بیابید. بخش دوم

 

امسال را صرف انجام چه کارهایی خواهید کرد

 

بیشتر وقتها تقلا می‌کنیم کارهای زیادی را در طول یک روز انجام دهیم و موفق می‌شویم، اما با نگاهی به گذشته متوجه می‌شویم کارهایی که انجام دادیم ما را به جایی که می‌خواهیم نمی‌رسانند.

این دلیل تلاش نکردن نیست، بلکه به دلیل فقدان جهت و تمرکز است.

برای اصلاح زندگی خود ابتدا باید بر چیزی تمرکز کنید که میخواهید زندگی خود را صرف آن کنید، در غیر این صورت جدا از اینکه چقدر سخت کار می کنید فقط وقت خود را هدر خواهید داد.

هنگامیکه نمیدانی چه کاری انجام دهید باید چه کنید این شرایط ایست که بسیاری از ما با آن روبه‌رو می‌شویم هم هنگام فارغ التحصیلی و هم در طول زندگی خود .

در تحقیقی که شینا انگار، استاد مدیریت دانشکده بیزینس دانشگاه کلمبیا انجام داد، نمونه هایی از شش مربای مختلف برای خرید به یک گروه از افراد ارائه شد، در حالی که ۲۴ مربای مختلف در اختیار گروه دوم قرار گرفت.

گروه دوم با ۲۴ مربا علاقه بسیار بیشتری هنگام امتحان مرباها از خود نشان دادند؛ اما گروه اول با شش مربا، ۱۰ برابر احتمال خرید واقعی داشتند. این بدین معنا است که وقتی تعداد انتخابها محدود است، ۱۰ برابر احتمال دارد که اقدامی عملی انجام دهیم.

زمانی که انتخاب‌های زیادی وجود دارند، ممکن است به آسانی فلج شویم و از کار بیفتیم. نمی‌توانیم در مورد گزینه های موجود تصمیم بگیریم، بنابراین در نهایت چیزی انتخاب نمی کنیم.

چه چیزی باعث می‌شود افرادی مانند مارک زاکربرگ، لری پیج و سرگئی برین تا این حد موفق شوند؟ بخشی از آن به دلیل وجود فرصت هاست. بخشی از آن پشتکار است و بخشی نیز شانس محض است؛ اما مجموعه دیگر ازعناصر وجود دارد که فرصت، پشتکار و شانس را پرورش میدهند.

رفتاری که باید سال آینده را حول آنها شکل دهید:

  • از نقاط قوت خود حداکثر بهره را ببرید.
  • نقاط ضعف خود را بپذیرید.
  • تفاوت های خود را عرضه کنید.
  • علایق خود را دنبال کنید.

شما اکنون مشغول انجام فعالیت هستید-یک شغل، سرگرمی یا فعالیتی تفریحی که گاه به گاه سراغ آن می روید- که نقاط قوت شما را به کار می گیرد، ضعف هایتان را میپذیرد، از تفاوت‌های تان استفاده می‌کند و اشتیاق تان را برمی‌انگیزد. تنها کاری که باید انجام دهید این است که به آن توجه کنید.

تلاشتان را از همین کسی آغاز کنید که اکنون هستید و حرکت بعدی خود را محور تمرکزتان در طول سال در نقطه تلاقی چهار عنصر انتخاب کنید. آنجا همان مکانی است که قدرت شما در آن نهفته است.

 

 عنصر اول: از نقاط قوت خود حداکثر بهره را ببرید

تا به حال به این فکر کردید چگونه چند دزد دریایی با قایق های کوچک می‌توانند کشتی های عظیم نفتکش را گروگان بگیرند؟ چگونه تعدادی انسان که در غارهای در نقاط مختلف آن سوی دنیا سکونت دارند، می‌توانند ترس را در قلب میلیونها شهروند بزرگترین و قدرتمندترین کشورهای جهان القا کنند؟ و مثال هایی از این قبیل…

بازی ای را شروع کنید که می‌دانید می توانید در آن برنده شوید، حتی اگر لازم باشد که خودتان آن را ابداع کنید.

کارآفرینان به صورت غریزی این موضوع را درک می‌کنند و دقیقا به همین دلیل است که شرکت خود را تاسیس میکنند.

چگونه حضرت داوود بر جالوت پیروز می‌شود…. زره خود را بر زمین می اندازد. او می دانست که نمی تواند در نبرد  قدرت بر جالوت غلبه کند اما این را نیز می دانست که سریع تر و چابک تر است و در نشانه‌گیری نیز مهارت بیشتری دارد.

پس پنج عدد سنگ برداشت و آنها را با کمک کیسه خود به طرف جالوت پرتاب کرد و در جنگ پیروز شد. او قوانین را زیرپا گذاشت و بازی را از نو ابداع کرد.

شما مشغول چه بازی هستید؟ آیا این بازی مناسب مهارت ها و استعدادهای ویژه شماست؟ آیا موقعیت مناسبی برای برنده شدن شما یا شرکتتان است؟ اگر اینگونه نیست شاید زمان آن فرا رسیده است که بازی متفاوتی را شروع کنید یا بازی خود را ابداع کنید: بازی که بتوانید در آن پیروز شوید.

 عنصر اول، نقاط قوت شماست. طی سال آینده بازی ای کنید که کاملا متناسب با نقاط قوت شماست.

 

 

عنصر دوم: نقاط ضعف خود را بپذیرید

قدرتمند ترین انسانها بر عملکردهای غیرعادی، عادات عجیب و احساس بی اعتمادی خجالت بار خود غلبه نمی‌کنند، بلکه آنها را ادغام می کنند تا تاثیری بر جهان بگذارند.

همه ما رفتارهای عجیب و وسواس های داریم و شاید به آنها اعتراف نکنیم، حتی به خودمان یا نگران باشیم که از موفقیت ما بکاهند، از این رو سخت کار می‌کنیم تا خود را از قید آنها رها کنیم.
اما این کار اشتباه است.عادات و رفتارهای عجیب و غیرعادی ما ممکن است همان راز و قدرت ما باشند.

عنصر دوم، نقاط ضعف شماست. به جای اینکه از آنها اجتناب کنید، آنها را بپذیرید و امسال وقت خود را در جایی صرف کنید که نقاط ضعفتان، سرمایه‌های شما باشند و نه بدهی هایتان.

 عنصر سوم: تفاوت های خود را اعلام کنید

در هر زمینه کاری که رقابت شدید وجود داشته باشد- البته امروز کلیه عرصه‌ها بسیار رقابتی شده‌اند- متمایز بودن تنها راه پیروزی است.
همه ما این مطالب را می دانیم؛ اما اغلب تلاش بسیار زیادی می کنیم تا متفاوت نباشیم.
ما خود و کسب و کارمان را از سایر انسانها و کسب و کارهای موفق الگوبرداری می‌کنیم، مقادیر شایان توجهی پول و انرژی برای کشف و کپی کردن بهترین عملکردها صرف می‌کنیم و در جستجوی دستور کار ویژه موفقیت هستیم.
اما نکته این است که اگر شبیه سایر انسان ها باشید و اگر کسب و کار شما شبیه کسب‌وکارهای دیگر باشد، تنها کاری که انجام داده اید بیشتر کردن تعداد رقابت است.
اگر هفتاد سال دارید، عمل لیفت صورت انجام ندهید و تظاهر به سی ساله بودن نکنید. هفتاد سالگی را بپذیرید و از آن به نفع خود استفاده کنید.
با حقیقت روبرو شوید: شما متفاوت هستید و هرچه سریع‌تر آن را درک کنید و بپذیرید و به نمایش بگذارید، موفق‌تر خواهید بود. همین مطالب در مورد کسب و کار شما نیز صدق می‌کند.
 عنصر سوم، تفاوت های شماست. آنها را عرضه کنید و به نمایش بگذارید. با تلاش کردن برای این که شبیه دیگران باشید سال و مزیت رقابتی خود را به هدر ندهید.

عنصر چهارم: علایق خود را دنبال کنید.( آرزوها)

وسواس ها یکی از مهمترین علائم نشان دهنده موفقیت هستند. وسواس های خود را کشف کنید تا انگیزه ذاتی خود را بیابید، چیزی که حاضر هستید به خاطر آن تا آن سر  دنیا بروید.
عنصر چهارم، شور و اشتیاق شماست گاهی یافتنش دشوار است.  یک روش برای بازیابی شور و اشتیاق تان این است که دنبال آرزوهای خود بروید. در همان حال که محور تمرکزتان را برای طول سال انتخاب می کنید، کمتر به (بایدها ) توجه کنید و بیشتر به (خواسته‌های خود) توجه کنید.

 

عنصر چهارم:علایق خود را دنبال کنید( پافشاری)

بیشتر شغل های ما وابسته به تکرار هستند و بدین صورت در هر کاری مهارت پیدا می کنیم. مشکل این است که خیلی زود تسلیم می شویم، زیرا انجام کارهای تکراری خسته کننده می‌شود.

اما تا زمانی که سه شرط زیر وجود دارند، هر کسی می تواند هر کاری را انجام دهد:

۱- بخواهید آن را به دست آورید.

۲- باور داشته باشید که میتوانید آن را به دست آورید.

۳- از تلاش برای به دست آوردن آن لذت ببرید.

ما به طور معمول فکر می کنیم که فقط به دو شرط اول نیاز داریم، اما در واقع شرط سوم مهمترین شرط است. تلاش کردن حقیقت هر روزه است و تلاش برای به دست آوردن چیزی، با به دست آوردن آن بسیار متفاوت است.

اگر می‌خواهید یک بازاریاب عالی باشید، باید ابتدا سال‌ها یک بازاریاب بی تجربه و بی مهارت باشید. می خواهید یک مدیر بی نظیر باشید؟ پس بهتر است برای مدت طولانی از اینکه یک مدیر ضعیف و ناکارآمد باشید، لذت ببرید تا تبدیل به یک مدیر خوب شوید، زیرا تمرین کردن، چیزی است که نیاز دارید تا سرانجام در کارتان متبحر شوید.

مالکوم گلدول در کتاب خود به نام متمایزها درباره پژوهشی صحبت می‌کند که در آکادمی موسیقی برلین صورت گرفته است. محققان، دانشجویان ویولون را به سه دسته تقسیم کردند: ستاره ها، نوازندگان خوب و آنهایی که تبدیل به مربی می‌شدند نه نوازنده. معلوم شد که تعداد ساعات تمرین، اولین فاکتوری بود که پیش بینی می کرد یک ویولونیست جزو کدام دسته قرار می گرفت.

مربیان آینده در طول عمر خود چهار هزار ساعت تمرین کرده بودند. نوازندگان خوب هشت هزارساعت و هر یک از آنهایی که به عنوان ستاره دسته بندی شده بود، حداقل ده هزار ساعت تمرین کرده بودند.

طبق گفته گلدول، ده هزار ساعت تمرین، عدد جادویی برای بهترین شدن در هر کاری است.

به همین دلیل بهتر است از تلاش کردن برای رسیدن به اهداف تان لذت ببرید، زیرا هرگز ده هزار ساعت را صرف انجام کاری نخواهید کرد که از آن لذت نمی برید و چنانچه از بخش تلاش کردند لذت نبرید، هرگز به اندازه کافی آن را انجام نمی دهید تا به هدفتان نائل شوید.

 برای اینکه بر علایق خود تمرکز کنید، به چیزی فکر کنید که عاشق انجام آن هستید- چیزی که آنقدر برایتان مهم است که حاضری در طول سال برای انجام آن پافشاری و سماجت کنید، حتی هنگامی که به نظر می رسد در حال پیشرفت نیستید.

 

عنصر چهارم: علایق خود را دنبال کنید (سهولت)

به سختی تلاش کردن را متوقف کنید.

  • از تمام چیزهایی که دوست دارید انجام دهید یا چیزهایی که علاقه شما را برمی انگیزد تا انجامشان دهید، فهرست تهیه کنید. این کار در واقع خلق ایده ها یا همان طوفان مغزی است، بنابراین فهرست را محدود و درباره آن قضاوت نکنید. هر چیزی که به ذهنتان میرسد یادداشت کنید.
  • فعالیت هایی را که با مردم انجام میدهید از آنهایی  جدا کنید که تنها انجام می دهید. به عنوان مثال، باغبانی، مطالعه و نوشتن فعالیت های تک نفره هستند و داوطلب شدن برای جمع آوری کمک های مالی کاری گروهی ای است.
  • به فعالیت‌هایی توجه کنید که تنها انجام می دهید و ببینید آیا می‌توانید (و می خواهید) آنها را به گونه ای انجام دهید که افراد دیگر را نیز در بر گیرد. مثلا به یک کلوب باغبانی بپیوندید یا یک گروه مطالعه یا مدیتیشن یا چیزی بنویسید که بقیه بخوانند. اگر میتوانی( و می‌خواهیم ) آنها را به فعالیت های گروهی تبدیل کنید و در فهرست نگه دارید، در غیر اینصورت آنها را خط بزنید.
  • حال نوبت قسمت تفریحی کار است: نود درصد زمان خود را در محل کار یا اگر مقدور نیست، در خارج از محل کار- صرف انجام کارهایی کنید که دوست دارید یا همیشه می خواستید امتحان کنید، البته با افراد دیگری که به همان فعالیت ها علاقه مند هستند. در صورت امکان، رهبری گروه را برعهده بگیرید.

مردم می‌خواهند افراد پر انرژی را استخدام کنند که سرشار از شور و اشتیاق و هیجان برای کارهای خود هستند. شغل ها در نتیجه ارتباط داشتن با دنیا و ساختن ارتباطات انسانی به وجود می آیند.

کاری را انجام می‌دهید که عاشق آن هستید، در آن تبحر دارید و با افرادی کار می کنید که از حضورشان لذت می برید، از این رو راهی به جز موفق شدن ندارید.

بهترین گزینه شما برای موفقیت، چه در جستجوی کار باشید و چه شاغل، این است که خود را غرق کارهایی کنید که دوست دارید. کاری که فقط به دلیل آسان بودن آن برای شما، شغلتان نباشد، بلکه به صورت ذاتی در انجام آن بدرخشید.

دنبال‌کردن کارهایی که دوست دارید انجام دهید با افرادی که از بودن با آنها لذت میبرید، شما را در موقعیت بهتری برای یافتن شغل قرار می‌دهد- همینطور در موقعیت بسیار بهتری برای یافتن شغلی در نقطه تلاقی چهار عنصر.

وقت و سال خود را تلف نکنید. آن را به گونه‌ای بگذرانید که شما را هیجان زده کند، به شما چیزهایی جدید یاد دهد که شما را به  افراد جدید معرفی کند که دیگران شما را در بهترین حالت طبیعی، پرشور و قدرتمندتان ببینند. نقاط قوت و نقاط ضعف خود را به کار گیرید با آنها را توسعه دهید. تفاوت های تان را به نمایش بگذارید و دنبال کارهای بروید که دوست دارید.

 سال شما با انجام کاری که به بهترین نحو سپری خواهد شد و از آن چنان لذت می برید که گویی برایتان زحمتی ندارد. همواره بدون خستگی روی چیزهایی که دوست دارید کار کنید- کارهای سخت به نظرتان آسان تر می آید.

 

 

عنصر چهارم: علایق خود را دنبال کنید( مفهوم )

 

بر اساس اطلاعات به دست آمده، بیشتر ما تقریبا بیست ساعت از هر روز را صرف خوابیدن ( ۸… ساعت در روز)، کار کردن ( ۷ …. ساعت در روز ) و تماشای تلویزیون ( ۳ …. ساعت در روز ) می کنیم .

به سختی می توان به این اطلاعات نگاه کرد و به این فکر نکرد که شبیه کدام قسمت از گزارش هستید. بیشتر تلویزیون تماشا می کنید یا کمتر؟ ساعت بیشتری کار می‌کنید یا کمتر؟ تمرین مفید و جالبی است که بررسی کنیم هر دقیقه از روز را چگونه سپری می کنیم تا بدانیم خرد، عمل و انرژی زندگی خود را وقف چه کاری می کنیم.

اینکه ما زمان خود را کجا صرف می‌کنیم، چیزهای بسیاری را برای ما آشکار می‌کند. مسئله مهم‌تر و کاملا خصوصی این است که این فعالیت ها چه مفهومی را برای ما دارند.

طبق مقاله ای کوتاه به قلم برانی ور (پنج افسوس برتر انسان های در حال مرگ) این گونه بیان شده بود؛ ای کاش آنقدر شجاع بودم تا آنگونه زندگی می‌کردم که به نظر خودم درست بود، نه آنطور که دیگران از من انتظار داشتند.)دومین افسوس، ( ای کاش آنقدر سخت کار نمی‌کردم.)

به دو روش می‌توان با این افسوس ها برخورد کرد.

اول، به سختی گذشته کار نکنید و وقتتان را صرف زندگی خود بکنید. دوم، به همان سختی- حتی سخت تر از قبل- روی چیزهایی کار کنید که برایتان مهم هستند. چیزهایی که باعث می شوند به نحوی زندگی کنید که خودتان فکر می کنید درست است و چیزهایی که برایتان مهم و با معنی باشد.

زیرا اگر آن دو افسوس را در کنار یکدیگر قرار دهید، متوجه می‌شوید آنچه مورد واقعاً برایش افسوس می‌خورند، صرفاً سخت کار کردن نیست، بلکه سخت کار کردن روی چیزهایی است که برایشان اهمیت ندارد. اگر کار برای ما مهم باشد، اگر به ما اجازه دهد به گونه ای زندگی کنیم که به نظر خودمان درست می آید، دیگر بدون اصلی‌ترین افسوس های افراد در حال مرگ از دنیا خواهیم رفت و کامل‌تر زندگی می‌کنیم.

چه چیزی برایتان اهمیت دارد؟

این سوال بسیار جدی است که باید پاسخ آن را کشف کنید.

البته که پول درآوردن، داشتن زمان کافی برای رفتن به تعطیلات و این حس که خانواده و دوستانتان شما را دوست دارند و به شما احترام می گذارند مهم است؛ اما این چیزها را از قبل می دانید. به سمت ژرف تری بروید.

ابتدا از خود بپرسید چه چیزی درست کار میکند: چه چیزی از کار و زندگی روزانه شما برایتان مهم است؟ چرا آن را انجام می دهید؟ کدام بخش از زندگیتان باعث افتخار است؟ احساس می کنید چه تأثیری بر انسانها، عقاید یا چیزهایی دارید که برایتان مهم هستند؟

سپس از خود بپرسید چه چیزی برایتان خنثی است: وقت خود را صرف چه چیزی می کنید که اهمیت خاصی برای شما ندارد؟ چه چیزهایی برایتان مهم نیستند؟

در پایان، از خود بپرسید چه چیزی شما را از راه تان دور می‌کند: برای چه چیزی- در کار یا زندگی- وقت صرف می‌کنید که برخلاف چیزی است که برایتان مهم است؟ چه چیزی به شما حس بدی میدهد؟ به نظرتان درست نمی آید؟ درباره چه چیزی، حتی کمی، خجالت میکشید؟

سپس به آرامی در طول زمان، چیزی را تغییر دهید که برایش زمان صرف می‌کنید تا کفه ترازو به نفع چیزی پایین بیاید که برایتان مهم است.

بعضی چیزها را نمی‌توان فوری تغییر دهید. اگر کارتان برای شما مهم باشد، به طرز شگفت‌آوری خود را بیش از سابق وقت آن خواهید کرد و سازنده و تاثیرگذار تر خواهیم بود اگر کارهایی را انجام دهید که برایتان اهمیت دارند.

 سال خود را بر کارهایت متمرکز کنید که برایتان اهمیت دارند، کارهایی که مفهوم و معنی خاصی برایتان دارند.

 

 از دید تونلی اجتناب کنید

 

در دنیای کسب و کار و زندگی، انواع هدف ها را تعیین میکنیم- راه اندازی یک شرکت، رسیدن به اهداف فروش یا اینکه مدیری باشیم که از کارمندان خود حمایت می‌کند- سپس برای رسیدن به هر یک از این اهداف، استراتژی تعریف می کنیم. هدف همان مقصد است و استراتژی نیز همان گذرگاه ما برای رسیدن به مقصد.

گاهی اوقات چنان در مسیر غرق می‌شویم- در اینکه چگونه به هدف دست یابیم، در متد یا فرآیندمان – که دیگر نمی توانیم مقصد را ببینیم، جایی که اصولاً می‌خواستیم به آنجا برویم. درست از کنار فرصت‌هایی عبور می‌کنیم که می‌توانستند ما را به طرف مقصدمان سوق دهند.

هر چند وقت یکبار توقف کنید تا به اطرافتان نگاهی بیندازید و با نشانه‌های راهنمای شخصی خود، نقاط قوت و ضعف، تفاوت‌ها و علایقتان دوباره ارتباط برقرار کنید. این کار اجازه نمی‌دهد تا ناخودآگاه در مسیر اشتباه حرکت کنید.

 ارتباط داشتن با نشانه های راهنمایی خود، به شما کمک می‌کند از دید تونلی اجتناب کنید و در مسیر درست بمانید.

  پس از شکست، از تسلیم شدن اجتناب کنید

 

اگر معتقد باشید که استعداد های تان ذاتی و ثابت هستند، به هر قیمتی تلاش خواهید کرد از شکست پرهیز کنید، زیرا شکست، مدرکی دال بر محدودیت شماست. افرادی با ذهنیت ثابت، تمایل دارند مسائل مشابه را بارها و بارها حل کنند. این کار حس شایستگی را در آنان تقویت می کند.

کودکانی که ذهنیت ثابت دارند، ترجیح می دهند یک پازل ساده را دوباره درست کنند تا اینکه پازل سخت تری را امتحان کنند. دانش‌آموزان با ذهنیت ثابت علاقه‌ای به یادگیری زبان های جدید ندارند.

اما اگر اعتقاد داشته باشید که استعداد تان با پشتکار و تلاش رشد میکند، شکست را فرصتی برای پیشرفت خواهید دید. انسان هایی که ذهنیت رشد دارند، در زمان یادگیری احساس ذکاوت می‌کنند نه زمانی که بی عیب و نقص هستند.

مایکل جردن، برترین بازیکن بسکتبال جهان، ذهنیت رشد دارد. بیشترین افراد موفق اینگونه هستند. جردن دردبیرستان از تیم بسکتبال کنار گذاشته شد: من در طول حرفه ورزشی ام؛ بیش از ۹۰۰۰ پرتاب را از دست داده‌ام؛ تقریباً در ۳۰۰ بازی شکست خورده‌ام؛ ۲۶ بار مسئولیت پرتاب تعیین‌کننده نتیجه بازی به من سپرده شد و من آن را از دست دادم و بارها و بارها و بارها در زندگی شکست خورده ام و به همین دلیل موفق شده ام.

اگر دارای ذهنیت رشد باشید، از شکست هایتان در راه پیشرفت استفاده می کنید. اگر ذهنیت ثابت داشته باشید، شاید هرگز شکست نخورید؛ اما هیچ گاه چیزی یاد نمی‌گیرید و رشد نیز نخواهید کرد.

در دنیا کسب و کار باید تشخیص دهیم که چه زمان خود را به چالش بکشیم. در موقعیت های پرریسک و با اهمیت بهتر است در محدوده توانایی های فعلی خود باقی بمانید. در موقعیت هایی باریسک پایین تر که عواقب شکست اهمیت کمتری دارد، بهتر است مرزها را گسترش دهیم.

نکته مهم این است که بدانید گسترش مرزهای توانایی و شکست خوردن، راه یادگیری و رشد و موفقیت شماست. فرصتی است که در اختیار شما قرار گرفته است.

خبر خوب این است که با تغییر ذهنیت خود می توانید موفقیت خود را تغییر دهید. وقتی دکتر دوئک به کودکان آموزش داد که باور کنند می‌توانند هوش خود را ارتقا دهند، آنها سخت تر و با پشتکار و موفقیت بیشتری روی مسائل ریاضی ای کار کردند که در گذشته به عنوان مسائل حل نشدنی رهایشان کرده بودند.

ذهنیت رشد راز به حداکثر رساندن پتانسیل است. هنگامی که نیمی از اوقات شکست می‌خورید، کشف کنید چه کاری را باید متفاوت انجام دهید و دوباره امتحان کنید. این کارتمرین کردن است و همانگونه که پیشتر دیدیم، ده هزار ساعت از این نوع تمرین، شما را در هر چیزی تبدیل به یک متخصص خواهد کرد. مهم نیست از کجا شروع کنید.

شکست اجتناب‌ناپذیر، مفید و تعلیم دهنده است. فقط تسلیم نشوید در طول سال تولد خود را حفظ کنید- نتیجه تلاش تان را خواهید گرفت.

 

 از فلج شدن اجتناب کنید

وقتی آینده ما نامعلوم است، کار کردن در زمان حال برای ما بسیار دشوار می‌شود. پس باید چه کاری انجام دهیم؟

سه چیز به تمام افراد انگیزه می دهد:

  1. موفقیت (تمایل به رقابت برسر اهداف چالش بر انگیز) میدهد…
  2. وابستگی (تمایل به دوست داشته شدن)
  3. قدرت که به یکی از دو روش زیر ابراز می‌شود:

* شخصی (میل به کسب قدرت نفوذ و احترام برای خود

*اجتماعی (میل به توانمند سازی دیگران و اعطای اعتبار و احترام به آنان)

اگر انسان ها فرصتی برای موفقیت، وابستگی و تاثیرگذاری در اختیار داشته باشند، با انگیزه و متعهد خواهند شد، حتی بدون وجود دیدی روشن از آینده.

به جای اینکه نگران زندگی فردای خود باشید، امروز بر این سه چیز تمرکز کنید.

به این سه سوال پاسخ دهید:

  1. آیا مشغول انجام کاری با مفهوم و چالش‌برانگیز هستید که حدود پنجاه درصد شانس موفقیت در آن داریم؟
  2. آیا در محل کار یا اجتماع با افراد دیگر در ارتباط هستید افرادی که دوستشان دارید و با آنها احساس نزدیکی می کنید؟
  3. آیا احساس می کنید برای کاری که انجام میدهید از شما قدردانی می‌شود با دستمزد یا بدون دستمزد؟ آیا قدرت تاثیرگذاری بر تصمیمات و نتایج را داریم؟

اگر پاسخ سه سوال مثبت است، بسیار عالی است. با انگیزه خواهیم بود. هرجا که پاسخ منفی است، بی درنگ آن فرصت‌ها را برای خود ایجاد کنید.

اطمینان حاصل کنیم که اهداف روشن و برای نائل شدن آنها استقلال کافی دارید و مشغول انجام کاری چالش بر انگیز و جذاب هستید.

دنبال فرصت هایی برای مشارکت (و جشن گرفتن ) با دیگران باشید. این کار بسیار مهم است، زیرا مواقعی که شرایط نا معلوم است، انسانها بیش از پیش دست به رفتارهای سیاسی می زنند. به همکاران خود مظنون می‌شوند و تصور می‌کنند که آنها برای جلب توجه تلاش می‌کنند تا اعتبار بیشتری کسب کنند.

شاید جهان شش ماه دیگر به پایان برسد؛ اما حداقل می توان آن شش ماه را با کارهای جذاب، جامعه ای متحد و اعمال با ارزش سپری کرد.

اجازه ندهید آینده نامعلوم شما را فلج کند. فقط به حرکت ادامه دهید.

برای قضاوت کردن عجله نکنید

ما بیشتر وقت‌ها با این تصور زندگی می‌کنیم که کنترل زندگی خود را در دست داریم. بعضی از خوش‌شانسی ها کوچک هستند. شاید از صحبت با انسان جدیدی لذت می برید؛ شاید شعری را می‌خوانید که روی میز کار شخص دیگری قرار دارد؛ شاید با خودروی جلویی خود تصادف می‌کنید؛ اما سالها بعد متوجه می‌شوید که چگونه آن لحظه ممکن است زندگی شما را به صورت اساسی تغییر داده باشد.

بعضی از خوش‌شانسی ها بزرگ هستند و در آن لحظه می‌دانید که زندگی شما را متحول خواهد کرد. شاید با یک بلیط بخت آزمایی که حتی از داشتن آن اطلاع نداشتید، ده ها میلیون تومان برنده شوید.

چیزی که ما نمیدانیم این است که این اتفاقات چگونه زندگی ما را تغییر خواهند داد.

وقتی خبری بد می شنویم مدتی گریه می‌کنیم، سپس مشغول یافتن روش‌های می‌شویم تا از آن اتفاق بیشترین بهره را ببریم. رفتار خود را تغییر میدهیم و طرز برخورد مان را عوض می‌کنیم؛ اما آینده نامعلوم ما را در زمان حال ناراحت‌کننده نگه میدارد که هیچ کاری جز انتظار نمی توانیم انجام دهیم.

چه عاملی باعث می‌شود فرد در مواجهه با سختی به جای اینکه تلاش کند بر آن غلبه کند، تسلیم می‌شود. چنانچه فرد متعهد باشد که استعداد ذاتی است، به سرعت تسلیم می‌شود، زیرا هر گونه مانعی نشانه محدودیت اوست. او با یک دیوار برخورد کرده است، نمی‌تواند کاری انجام دهد و هرگز نیز نخواهد توانست.

اما چنانچه فرد اعتماد داشته باشد که استعدادش با پشتکار و تلاش رشد می‌کند، برای غلبه بر این چالش تلاش خواهد کرد. او مصیبت پیش آمده و سخت را فرصتی برای پیشرفت تلقی می‌کند. با تغییر ذهنیت خود می توانید نتایج را تغییر دهید.

شانس تغییر می کند. نام آن را سرنوشت بگذارید، خواست خداوند بگذارید، تصادف بگذارید. هر قدر هم که به خوبی زندگی خود را برنامه ریزی کنیم، باز هم به طور کامل کنترل آن را در اختیار نداریم؛ اما اینکه چگونه با شانس خود رفتار کنیم – چه خوب و چه بد – تحت کنترل ماست.

امسال تاکنون چگونه پیش رفته است؟ خوش شانس بوده اید یا بدشانس؟ شاید…..

اما اگر از نقاط قوت خود بیشترین بهره را ببرید، نقاط ضعف خود را بپذیرید، تفاوت های تان را به نمایش بگذارید و علاقه مندی های خود را دنبال کنید، فارغ از نتایج کوتاه مدت به دست آمده می توانید مطمئن باشید که زمان خود را در مکان های درست و با انجام کارهای درست می‌گذرانید. این نوع طرز تفکر شما را در طی موفقیت ها و شکست های تان معقول و متعادل نگه میدارد.

*هرگز* برای قضاوت کردن موفقیت‌های یا شکست هایتان زمان وجود ندارد.

 

 

 حوزه‌های تمرکز سالیانه را خلق کنید

 

از آنجایی که کارهای بسیاری برای انجام دادن وجود دارند افراد جالب متعدد، فعالیت های لذت بخش، دلایل با ارزش، فرصت های رقابتی انتخاب کردن دشوار است، در نتیجه از میان آنها دست به انتخاب نمی زنیم بلکه تلاش می‌کنیم همه را انجام دهیم.

تمرکز آنها بر این است که چگونه همه کارها در زمان کوتاه تری انجام شوند؛ اما این کار اشتباه است. زیرا احتمالا وقتی نمی توانیم تمام کارها را انجام دهیم، در پایان آشفته و گیج می شویم و از پا در می آییم.

روی چند کار باید تمرکز کنیم؟

پنج کار یا بیشتر …

سه مورد مربوط به کار، دو مورد شخصی، …

چرا یک سال؟ زیرا یک عمر زمان بسیار زیادی است و یک ماه زمانی بسیارکوتاه. یکسال زمانی مناسب برای تمرکز طولانی مدت ماست. ما در قالب دوره های سالیانه می اندیشیم مدارس، تولدها، دوره‌های تعطیلات مذهبی و غیرمذهبی، حقوق، پاداش‌ها وبررسی عملکرد ها همگی در چهارچوب سال عمل می‌کنند- و یک سال زمان بسیار مناسبی در اختیار ما میگذارد که در پی آن بدون گم کردن مسیر به پیشرفتی واقعی در زندگی نائل شویم.

کسب و کار

  1. کار کردن با مشتریان فعلی به طرزی عالی
  2. جذب مشتریان آینده
  3. نوشتن و صحبت کردن درباره ایده هایمان

شخصی

۱٫حضور در کنار خانواده و دوستان

۲٫تفریح و مراقبت از خود

بیشتر این موارد را نمی‌توان واضح اندازه گیری کرد. اشکالی ندارد. آنها هدف نیستند. هر چیزی لزوما نباید یک هدف باشد. آنها حوزه‌های تمرکز هستند. جایی هستند که میخواهید وقت خود را سپری کنید. اگر می‌خواهید، می‌توانید اهداف مشخصی در هر یک از حوزه‌ها تعیین کنید.

فهرست شما متفاوت خواهد بود، زیرا شما انسانی متفاوت هستید. نکته مهم این است که آگاهانه و با تحمل این فهرست را تهیه کنید. پنج کاری که می خواهید سال آینده رویشان تمرکز کنید، چه هستند؟ آنها باید کارهای اساسی و شایان توجه باشند که وقتی زمان خود را صرف آنها می کنید به پایان سال رسیده باشید و بدانید که زمان شما به خوبی سپری شده است.

اطمینان یابید که فهرست شما از نقاط قوت تان حداکثر استفاده را می‌کند، نقاط ضعفتان را می پذیرد، تفاوت‌های یتان را به نمایش می‌گذارد و بازتابی از علاقه‌مندی‌های شماست.

ضمناً بسیار مهم است که این فهرست شامل فرصتهایی چالش برانگیز باشد، فرصت هایی برای همکاری با دیگران و فرصت‌هایی که تقدیر می شوند.

هنگامی که پنج گزینه فهرست خود را تعیین کردید، خود را متعهد کنیم که ۹۵ درصد زمانتان را برای آنها صرف کنید. ۵ درصد باقی مانده متفرقه است.

هیچ فرمولی برای نحوه اولویت بندی در میان پنج گزینه فهرست وجود ندارد؛ اما زمانی که تضاد در بین آنها رخ می‌دهد، درباره آن فکر کنید و بیشتر وقت ها خواهید دانست چه کاری انجام دهید. اگر نمی دانید، از این روش برای تصمیم گیری استفاده کنید: به این فکر کنید که اخیراً بیشترین زمان خود را کجا سپری کرده اید.

 سال خود را در پنج حوزه ای متمرکز کنید که بیشترین تغییرات را در زندگی شما ایجاد خواهد کرد.

 

کجا هستیم

از نقاط قوت خود حداکثر استفاده را بکنید، نقاط ضعف خود را بپذیرید، تفاوت های تان را عرضه کنید و علاقه مندی های خود را دنبال کنید. این دستور کاری است برای به وجود آوردن خوشمزه ترین و موثرترین سال و زندگی که به شما پاداش و احساس رضایت می‌دهد. با پرهیز از چند دام – ترس از شکست، فلج شدن، دید تونلی، عجله برای قضاوت کردن – می توانید در طول سال به خوبی غذا بخورید…

 

  نویسنده : قاسم حاجی آبادی

 

منبع : انعکاس هوش

 

اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی

درباره ی انعکاس هوش

مردم خوب ایران همیشه جایی برای پیشرفت و شاد بودن را در وجود خود دارند و بایستی با کمک به هم این مهم اتفاق افتاده تا شاهد شادی مردممان باشیم. آموختن راهی برای پیشرفت همه است. انعکاس هوش

مطلب پیشنهادی

آموزش مقدماتی نرم افزار نقشه ذهنی

با سلام خدمت همراهان همیشگی انعکاس هوش.   آموزش مقدماتی نرم افزار نقشه ذهنی رو …

عادت افراد منظم! چطور منظم باشیم؟

واژه‌های زیادی وجود دارند که برای بسیاری از ما بار معنایی منفی دارند یا لااقل …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی