خرید فالوور اینستاگرام خرید لایک اینستاگرام
خانه / مقاله های آموزشی / محورهای تمرکز بخش سوم

محورهای تمرکز بخش سوم

امروز را صرف انجام چه کارهایی خواهید کرد

کارهای درست را انجام دهید

تصمیم‌گیری درباره اینکه سال خود را بر چه کارهایی متمرکز کنید، کاری عظیم است. بیشتر مردم وقتی با شدت و حرارت مشغول کار و حرکت به سوی اهدافشان هستند، هرگز واقعاً درباره این مسئله فکر نمی کنند…. یا واقعا درباره آن مطمئن نیستند.

با وجود این اینکه به راستی زمان خود را با تمرکز کردن- دائم- روی کارهایی سپری کنید که تصمیم گرفته اید بر آن ها تمرکز کنید، مطلبی کاملا متفاوت است.

انجام کارهایی که اهمیت دارند، بسیار دشوارتر از انجام کارهایی است که اهمیت ندارند و انسان همواره تمایل دارد از کار سخت و با معنا فرار کند،بنابراین داشتن یک ساختار کاری به شما کمک می کند، البته نه آنقدر که سد راهتان شود، بلکه آنقدر که شما آگاهانه و با اراده خود به حرکت به جلو ادامه دهید.

هر روز صبح چند سوال از خود بپرسید: آیا برای امروز آماده هستم؟ آماده برای تبدیل آن به روزی موفق به سازنده؟ آیا درباره آن فکر کرده ام؟  برنامه‌ریزی کرده‌ام؟  ریسک هایی را که ممکن است من را از مسیر باز دارند پیش بینی کرده ام؟  آیا برنامه‌ای برای امروز، من را بر محور برنامه‌های امسالم متمرکز نگه می دارد؟

 

 از پیش برنامه‌ریزی کنید

اگر شما فقط به چیزهایی که در لحظه حال رخ می‌دهند توجه کنید، آینده نیز از خود مراقبت خواهد کرد. برای گذشته افسوس نخورید. نگران آینده نباشد. فقط اکنون اینجا باشید.

اما گاهی اوقات تمرکز کردن بر لحظه حال، خود یک مانع است. به عنوان مثال، رانندگی کردن را در نظر بگیرید. اگر به جلو نگاه نکنید تا ببینید جاده به کدام سمت می‌رود، به حرکت در مسیر مستقیم ادامه می‌دهیم و در پیچ بعدی تصادف خواهید کرد. هنگام رانندگی هرگز به جایی که در آن قرار دارید توجه نمی‌کنید، بلکه همواره به مسیر پیش روی خود نگاه می کنید و بر اساس چیزی که در آینده می بینید، مسیر خود را عوض می‌کنید.

همین مسئله درباره روز شما نیز صادق است.

سپری کردن روز به طور مفید مانند این است که با موفقیت از یک سراشیبی تند سنگی با دوچرخه کوهستان پایین بیاییم. باید به جلو نگاه کنیم، مسیر را برنامه ریزی کنیم؛ سپس کار را تمام کنیم.

روز خود را از پیش برنامه‌ریزی کنید تا بتوانید در طول روز پرواز کنید، با موفقیت مانور دهید و به سوی مقصد مورد نظر خود حرکت کنید.

درباره کارهایی که باید انجام دهید تصمیم گیری کنید

بیشتر وقت ها مخصوصاً هنگامی که باید بیش از اندازه کار کنیم، منجمد می شویم و یا دیوانه وار حرکت می کنیم و به دور خود می چرخیم.

زیرا هنگامی که کارهای زیادی برای جلب توجه ما در رقابت هستند، نمیدانیم از کجا شروع کنیم و در نتیجه اصلا شروع نمی کنیم.

این مشابه همان تحقیقی بود که طی آن به گروهی از افراد نمونه هایی از ۶ مربای مختلف که برای خرید موجود بودند ارائه شد، در حالی که گروه دیگر ۲۴ نمونه از مرباهای متفاوت در اختیار داشتند. گروهی که ۶ مربا داشتند، ده برابر احتمال خرید واقعی مربا داشتند، زیرا هر قدر تعداد گزینه های در دسترس بیشتر باشد، انتخاب یکی از آنها دشوارتر می‌شود و در نتیجه در پایان هیچ گزینه ای را انتخاب نمی کنیم.

این همان چیزی است که وقتی کارهای زیادی برای انجام دادن داریم رخ می‌دهد. گرفتار و مشغول به نظر میرسیم. به نظر می‌آید که در حال حرکت هستیم؛ اما در حقیقت کار بسیار کمی انجام می‌دهیم.

در آن لحظات به روشی نیاز داریم که بر چنین وضعیت آشفته ای غلبه کنیم. باید وظایف را به قطعات کوچک‌تر شکست و شروع به انجام آنها کرد.

یک فهرست ساختار یافته برای انجام کارها می‌تواند مفید واقع شود؛ اما این فهرست باید ساده باشد، در غیر این صورت ایجاد این فهرست نیز تبدیل به یکی دیگر از کارهای می‌شود که در فهرست فعالیت های تان قرار دارد.

شما تا این لحظه از پنج کار (عددی مشابه آن) که سال خود را روی آنها متمرکز خواهید کرد، اطلاع دارید. بسیار خب، آن چیزها باید اساس و بنیان – نقشه سازماندهی کننده – روز شما باشند، زیرا همانند پرداخت بدهی کارت اعتباری، روش تاثیر گذاشتن بر حوزه‌های تمرکزتان در طول سال این است که زمان خود را صرف تمرکز بر آن حوزه‌ها کنید، هر روز.

بنابراین هنگام تنظیم فهرست کارهایی که باید انجام دهید، آن را در دسته‌هایی با پنج گزینه خود طراحی کنید. سپس یک دسته ششم نیز با عنوان ( پنج درصد باقیمانده ) اضافه کنید.

 با قرار دادن وظایف خود در فهرست سازمان یافته – که بر چیزهایی تمرکز دارد که میخواهید در طول سال به دست آورید – از میزان سردرگمی خود بکاهید.

درباره کارهایی که نباید انجام دهید تصمیم بگیرید

دنیا به سرعت در حرکت و سرعت آن نیز رو به افزایش است. آن همه تکنولوژی، آن همه اطلاعات و چیزهای بسیاری برای فهمیدن، تفکر و نشان دادن واکنش.

بنابراین تلاش می‌کنیم سرعت خود را بالا ببریم تا با سرعت وقایع اطرافمان هماهنگ شویم. تا ساعت ۴ صبح بیدار می مانیم تا تمام ایمیل هایمان را پاسخ دهیم. در توییتر، فیسبوک و لینکدین و تلگرام پست می گذاریم، وبسایت های خبری را دنبال می‌کنیم و می‌خواهیم مطمئن باشیم که درباره آخرین وقایع به روز هستیم و هر بار که صدای یک پیام جدید را از تلفن همراه خود می شنویم، خوشحال می‌شویم.

 اما این کار اشتباه است. ما نمی توانیم از سرعت بالای هجوم اطلاعات به سوی خود اجتناب کنیم و موضوع مرتب هم بدتر میشود، بنابراین تلاش کردن برای دستیابی به تمام اطلاعات، اثر معکوس و غیر سازنده در بر خواهد داشت.

هر قدر امواج با سرعت بیشتری به سمت ما هجوم آورند، باید با آگاهی و احتیاط بیشتری حرکت کنیم، در غیر اینصورت ما نیز مانند دانه های شن و ماسه به اطراف پراکنده و به فراموشی سپرده می شویم. هرگز تا این حد مهم نبوده است که متعادل، معقول و آگاه باشیم و بدانیم چه چیزهایی اهمیت دارند.

هرگز تا این حد مهم نبوده است که به بسیاری از چیزها نه بگوییم؛ نه آن مقاله را مطالعه نخواهیم کرد؛ نه آن ایمیل را نمیخوانم ؛ نه به آن تماس تلفنی پاسخ نمی‌دهم؛ نه در آن جلسه شرکت نخواهم کرد و …. .

این کار دشوار است، زیرا ممکن است اطلاعات بعدی کلید موفقیت ما باشد؛ اما موفقیت ما معمولاً وابسته به عکس این مطالب است: به تمایل ما برای پذیرش خطر از دست دادن بعضی از اطلاعات، زیرا تلاش برای تمرکز کردن بر همه اطلاعات، خود یک خطر است. خود را فرسوده و خسته می کنیم، عصبی و زودرنج می‌شویم.

طی تحقیقی که موسسه حمل و نقل ویرجینیا تک درباره تصادفات رانندگی انجام داد، داخل خودروها دوربین نصب شد تا بررسی شود دقیقا پیش از وقوع تصادف چه اتفاقی می‌افتد. مشخص شد در هشتاد درصد تصادفات، رانندگان طی سه ثانیه پیش از تصادف حواسشان پرت می‌شود، آنها تمرکز خود را از دست میدهند – با تلفن صحبت می کنند، کانال رادیو را تغییر می‌دهند، ساندویچ میخورند، پیام هایشان را می بینند – و متوجه نمیشوند چیزی در دنیای اطرافشان تغییر کرده است و بعد تصادف می کنند.

از آنجایی که در زندگی روزمره ما جهان اطراف دائم در حال تغییر است، تقریباً به طور قطع تصادف خواهیم کرد، مگر اینکه بر جاده پیش روی خود تمرکز و در برابر عوامل حواس پرتی مقاومت کنیم که در عین وسوسه انگیز بودن حواس ما را نیز پر می‌کنند!

اکنون زمان خوبی است که مکث کنیم، مسائل را اولویت بندی کنیم و بر آنها متمرکز شویم. در قسمت قبل به چگونگی استفاده از فهرست برای انجام کارها اشاره شد، که باید در طول سال به آنها تمرکز کنیم؛ این فهرست به شما کمک می‌کند بر جاده پیش روی خود تمرکز کنید و توجه شما را بر چیزی حفظ می‌کند که تلاش می کنید به دست آورید، چیزی که شما را خوشحال میکند و برای شما مهم است. این همان فهرستی است که نحوه سپری کردن اوقات شما را طراحی می‌کند.

اما کارمان با فهرست ها تمام نشده است. فهرست دیگری هم وجود دارد که تهیه آن مفید است: فهرست کارهایی که باید نادیده بگیرید.

برای اینکه در استفاده خردمندانه از زمان خود موفق شوید، باید چند سوال تکمیلی دیگر از خود بپرسید که به همان اندازه سوالهای قبلی مهم هستند اما اغلب از آنها اجتناب می شود: به چه چیزهایی نمی‌خواهید دست یابید؟ چه چیزهایی شما را خوشحال نمی کنند؟ چه چیزهایی برایتان اهمیت ندارند و چه چیزهایی سر راه شما قرار می گیرند؟

وجود فهرست دوم از همیشه مهمتر است. افرادی که در آینده به رشد و پیشرفت ادامه می‌دهند، پاسخ این سوال ها را می دانند و هر بار که مسئله ای نیاز به توجه آنان داشته باشد، از خود می‌پرسند که آیا این مسئله منجر به تقویت تمرکز آنها خواهد شد یا تضعیف آن.

این دو فهرست، نقشه هر روز شما هستند. هر روز صبح آنها را به همراه تقویم خود مرور کنیم و از خود بپرسید: برنامه امروز چیست؟ وقت خود را کجا خواهم گذراند و انجام آن کارها چگونه تمرکزمن را تقویت خواهد کرد؟ چگونه ممکن است دچار حواس پرتی شوم؟ سپس با شجاعت این برنامه را اجرا کنید، تصمیمات لازم را اتخاذ و شاید چند تن را نیز ناامید کنید.

برای انجام کارهای درست، انتخاب چیزهایی که باید نادیده گرفته شوند درست به اندازه چیزهایی مهم است که باید بر آنها تمرکز شود.

 از تقویم استفاده کنید

برای بسیاری از ما فهرست کارهایی که باید انجام دهیم بیشتر به فهرست گناهان مان تبدیل شده است. انباری از تمام کارهایی که می‌خواهیم انجام دهیم برنامه‌ریزی کرده‌ایم تا انجام دهیم، تصور میکنیم باید انجام دهیم، اما هرگز موفق نمی‌شویم انجام دهیم. بیشتر به فهرست کارهایی که هرگز نمی‌توانیم به آنها رسیدگی کنیم شباهت دارد.

هر قدراین فهرست طولانی تر باشد، احتمال کمتری دارد که موفق به تکمیل آن شویم و بیشتر مضطرب خواهیم شد.

مشکل معمول کارهایمان این است که آنها را به عنوان ابزار اولیه خود به کار می‌بریم تا دستاوردهای روزانه ما را هدایت کنند؛ اما این فهرست‌ها ابزاری اشتباه هستند. فهرست انجام کارها به عنوان ابزار جمع‌آوری مفید است و به ما کمک می کنند مطمئن شویم تعداد و اولویت کارهایی که باید انجام دهم آگاهی داریم. دسته بندی این فهرست به حوزه‌های تمرکزمان برای طول سال اهمیت زیادی دارد. دسته بندی کردن ما را وادار می‌کند به محتویات اولویت ها توجه کنیم و تضمین می‌کند که روی کارها درست تمرکز کرده ایم – کارهایی که ما را در اهداف به جلو می رانند که قصد داریم در طی سال انجام دهیم.

تقویم های ما بهترین ابزار برای هدایت دستاورد های روزانه ما هستند، زیرا تقویم‌های ما محدود هستند؛ فقط تعداد ساعات مشخصی در طول یک روز وجود دارد، زیرا لحظه ای که تلاش کنیم حجمی غیرعملی از کارها را در فضاهای محدود تقویم جا دهیم، بی‌درنگ مشخص میشود.

هنگامی که فهرست و دسته بندی شده کارهای خود را آماده کردید، تقویم خود را بردارید و کارها را برای ساعات روز برنامه ریزی کنید و دشوارترین و مهم ترین موارد را در ابتدای روز قرار دهید. این کار باعث می‌شود به احتمال زیاد کارهایی را که لازم است انجام دهید به انجام برسانید و در پایان روز احساسی خوب داشته باشید.

هنگامی که اولویت های خود را برای طول روز در تقویم برنامه ریزی می کنید، حتما زمانی را خالی نگه دارید و ترجیحا در بعد از ظهر باشد تا بتوانید به نیازهای دیگران پاسخ دهید و با موارد دسته ( پنج درصد باقیمانده ) رسیدگی کنید.

دنبال کردن این فرایند همیشه کارهایی را در فهرست شما باقی می‌گذارد که نمی توانید در طول روز آنها را به سرانجام برسانید.

اکنون می توانید برای کارهای باقیمانده طرح و برنامه ریزی داشته باشید،میتوانید هنگام صبح یا شب قبل تعیین کنید که انجام چه کارهایی واقعا اهمیت دارد.

اگر حقیقتاً قصد انجام کاری را دارید، تعیین کنید کی و کجا آن را انجام خواهید داد.

 کارها را از فهرست حذف کنید

امکان – یا احتمال – وجود دارد که فهرست بلند کارها در تقویم روزانه شما جا نگیرد و این فهرست روز به روز نیز بلندتر و استرس‌زا تر خواهد شد و دائم به شما یادآوری می کند که چه کارهایی را تمام نکرده اید. با آن دسته از کارها چه می کنید؟

این همان جایی است که قانون سه روزه به میان می آید. این قانون تضمین می‌کند هیچ کاری هرگز بیش از سه روز در فهرست شما باقی نمی‌ماند و در برابر چشمان شما ظاهر نمی‌شود.

هر کاری که سه روز در تقویم باقی مانده باشد یکی از چهار عمل زیر را انجام دهید:

  • آن را فوراً انجام دهید. چنین کارهایی را سریع انجام می دهید.
  • برنامه ریزی کنید. باید خود را متعهد به انجام آن در زمان و روز مشخص کنید. همیشه میتوانید هنگام مرور تقویم برای آن روز خاص، زمان انجامش را تغییر دهید؛ اما اگر می‌خواهید آن کار به سرانجام برسد، الزاما باید برنامه‌ریزی شود.
  • آن را رها کنید. یعنی محترمانه کاری را از فهرست حذف کنید. اما بعضی وقت ها به سختی می توان موردی را از فهرست حذف کرد. این موارد را در فهرست ( روزی/ شاید ) قرار دهید.
  • روزی/ شاید. فهرستی است که در آن کارهایی را که قرار می‌دهید که به آرامی بمیرند. به ندرت – شاید هرگز- کارهای موجود در این فهرست را انجام می‌دهید. تقریباً ماهی یکبار نگاهی به این فهرست می اندازیم، و به صورت دوره‌ای، کارهای را حذف میکنید که دیگر لزومی به انجامشان نیست.

 

یک فرصت دیگر نیز وجود دارد، فهرست انتظار، وقتی ایمیل متنی و صوتی برای کسی ارسال می کنیم یا منتظر شنیدن خبری از کسی درباره مسئله هستیم، آن مورد را در فهرست انتظار وارد می‌کنیم.

 هرگز اجازه ندهید چیزی بیش از سه روز در فهرست کارهای شما باقی بماند. چنین کارهایی سر راه چیزهای قرار خواهند گرفت که واقعا باید انجام دهید.

قدرت یک بوق

بسیاری از ما آسان تر از آنچه میخواهیم، خونسردی خود را از دست می دهیم.

این مسئله فقط درباره عصبانیت نیست. ما قرار ملاقاتمان را با مردم به هم میزنیم، تماس افراد را بدون پاسخ می‌گذاریم، هنگامی که مطلب مهمی به ما می‌گویند، به آن توجه نمی‌کنیم و بسیاری از ما بعضی وقتا به گونه‌ای رفتار می‌کنیم که دوست نداریم و خودرا آن‌گونه نمی‌شناسیم.

اشتباع شدن….. ما کارهای بسیاری برای انجام داریم و زمان کافی برای رسیدگی به آنها در اختیار نداریم، از این رو به بروز دو مشکل منجر می‌شوند:

از کارها غفلت می‌شود. به تمام ایمیل های خود جواب نمی دهیم؛ تمام تماس های تلفنی خود را پاسخ نمی دهیم؛ به صحبت افراد گوش نمی‌دهیم و این رفتارها برای انسان‌ها توهین‌آمیز است و آنها را مایوس می‌کند.

 همیشه با نارضایتی زندگی می کنیم. احساس نا کارآمدی و ناکافی بودن به ما دست می دهد و بدین ترتیب خود را دلسرد و ناامید می کنیم.

در هر دو حال دچار بدخلقی می‌شویم، هیچ چیز ناراحت کننده تر از این نیست که قصد خوبی داشته باشیم و آن را عملی نکنیم. غیرمنصفانه است؛ مانند کودکی که چیزی را بر زمین می‌ریزد و سپس گریه کنان می گویند: نمی خواستم این کار را بکنم. ما نمی‌خواهیم انسان پست و بدجنسی باشیم؛ اما در برابر هر چیزی که سرعت حرکت ما را آرام کند یا از ما درخواستی کند که نتوانیم انجام دهیم، شکیبایی خود را از دست می‌دهیم و به دلیل احساس بی‌کفایتی در مورد سایرین هم احساس خشم می کنیم.

پیش از موعد برنامه ریزی کردن، دانستن اینکه چه کارهایی را انجام دهیم و کدام را نادیده بگیریم، استفاده استراتژیک از تقویم، همگی استراتژی های روزانه خوب و مهمی برای مدیریت کردن روز ما هستند؛ اما به چیزی بیش از این نیاز داریم. به نظم – آداب و رسوم – نیاز داریم که بتواند به ما کمک کند در طول روز متمرکز و متعادل باقی بمانیم. به چیزی نیاز داریم که به ما یادآوری کنند واقعا چه کسی هستیم و چه کسی میخواهیم باشیم.

 آن چیز برای ما یک بوق است.

هر صبح ساعت خود را تنظیم می کنید – تا هر یک ساعت زنگ بزند. با شنیدن صدای زنگ، یک لحظه مکث می کنید تا از خود بپرسید آیا ساعت قبل پربار و سازنده بوده است. سپس در طی آن مقطع آگاهانه با خود عهد می کنیم چگونه ساعت بعدی را بگذرانیم. بدین روش تمرکز خود را بر انجام کارهای حفظ میکنیم که خود را متعهد به انجامش می دانیم.

پس از صدای زنگ نفس عمیق میکشیم و از خود می‌پرسیم آیا ساعت پیش انسانی بوده ایم که می‌خواستیم باشیم؛ به عبارت دیگر در طول آن وقت خود را آگاهانه به کاری که انجام خواهیم داد و فردی که می‌خواهیم در ساعت بعد باشیم، دوباره متعهد می کنیم.

چند تن از ما درست راس ساعتی که زنگ به صدا درمی‌آید عصبانی می شویم؟

اهمیتی ندارد، زیرا از دست دادن کنترل و تبدیل شدن به فرد دیگر، در طول زمان رخ می‌دهد، در طی چند ساعت ایجاد میشود و یادآور یک ساعت یک بار تکرار می‌شود، آن نفس عمیق، آن پرسش درباره اینکه میخواهی چه کسی باشید، شما را محکم و استوار و همان شخصی نگه می دارد که هستید.

شاید مشکل شما از دست دادن خونسردی نباشد. شاید انجام همزمان وظایف متعدد باشد. شاید آنچنان با کارهای مختلف اشباع شده باشید که ندانید از کجا شروع کنید، در نتیجه هیچ کاری نمی کنید – فقط در اینترنت گشت و گذار کنید. شاید زمانی که فردی با شما صحبت می کند، به ذهن خود اجازه می‌دهید پرسه بزند.

مشکل شما هرچه هست، زمانی که زنگ ساعت تان به صدا در می آید، نفسی بکشید و از آن وقفه یک دقیقه ای استفاده کنید تا از خود بپرسید آیا کسی هستید که می خواهید باشید.

نوع درستی از وقفه به شما کمک می کند بر زمان و وجود خود مسلط باشید. ساعتی یکبار به خود وقفه دهید و خود را متمرکز نگه دارید.

دقایق عصر، زمان مرور و یادگیری است

وقتی میبینیم چیزی باید بارها برای ما اتفاق بیفتد تا سرانجام مشکل را کشف کنیم، اغلب متعجب می‌شویم. بیشتر ماها با بالا رفتن سن عاقل تر می شویم؛ اما با وجود آن، همان اشتباهات را مرتکب می شویم. از سوی دیگر، بسیاری وقت‌ها کارها را به درستی انجام می‌دهیم اما موفق به تکرار آن ها نمی شویم.

دلیل ساده‌ای برای این مشکل وجود دارد. ما به ندرت لحظه‌ای درنگ می کنیم تا نفس بکشیم و درباره چیزهایی بیاندیشیم که به‌درستی پیش می‌روند یا مشکل دارند. سرگرم کار های زیادی هستیم و زمانی برای تفکر نداریم.

در بسیاری از موارد افراد باید یاد بگیرند که چگونه از نقاط قوت خود بیشترین بهره را ببرند، در حالی که تأثیر منفی نقاط ضعف خود را کاهش می‌دهیم؛ اما  یادگیری از موفقیت‌ها و شکست‌های گذشته، کلید موفقیت درازمدت آنان است.

اگر فرد بتواند از عهده این کار به خوبی برآید، تمام چیزهای دیگر کار خود را به درستی انجام خواهد داد. بدین صورت انسان ها به یاد گیرنده های تمام عمر و شرکت‌ها و سازمان‌های یادگیرنده تبدیل می‌شوند. این کار به اعتماد به نفس، قدرت پذیرش و رها کردن حالت تدافعی نیاز دارد. به چه چیز نیاز ندارند؟ زمان زیاد.

این کار فقط به چند دقیقه زمان نیاز دارد، در واقع حدود پنج دقیقه. یک مکث کوتاه در پایان روز برای بررسی کارهایی که به درستی پیش رفتند و آنهایی که با مشکل مواجه شدند.

پیش از ترک محل کار، پیش از پایان کار یا در انتهای روز، چند دقیقه از زمان خود را صرف تفکر درباره اتفاقاتی کنیم که آن روز به وقوع پیوسته اند. به تقویم خود نگاه کنید و اتفاقاتی را که واقعا رخ داده‌اند – کارهایی که به اتمام رساندید، افرادی که با آنها در تعامل بودید و حتی  وقفه هایی که در حین کار داشتید – سپس سه دسته سوال از خود بپرسید:

  • امروز چگونه پیش رفت؟ به چه موفقیت های رسیدم؟
  • امروز چه چیزهایی یاد گرفتم؟ درباره خودم؟ درباره دیگران؟ فردا می خواهم چه کار هایی متفاوت – یا مشابه انجام دهم؟
  • با چه کسانی در ارتباط بودم؟ آیا باید کسی را در جریان مسئله قرار دهم؟ از او تشکر کنم؟ سوالی بپرسم؟

اگر مکس نکنیم تا درباره این مسائل فکر کنیم، مستعد چشم پوشی کردن از این نوع ارتباطات هستیم؛ اما در دنیایی که به سایرین وابسته هستیم – آیا دنیای دیگری نیز وجود دارد؟ – این روابط ضروری هستند.

در پایان هر روز چند دقیقه زمان بگذارید تا درباره چیزهایی بیندیشید که آموختید و افرادی که باید با آنها ارتباط برقرار کنید. این دقایق، کلید ساختن فردایی به مراتب بهتر از امروز تان هستند.

 

 مراسم روزانه را اجرا کنید

هر روز را با دانستن این نکته شروع می کنیم که نمی توانیم تمام کارهایمان را انجام دهیم، بنابراین نحوه گذراندن وقت، یک تصمیم استراتژیک کلیدی است. به همین دلیل از پیش برنامه‌ریزی کردن کارها – تهیه فهرست کارهایی که باید انجام دهیم، فهرست کارهایی که باید نادیده بگیریم و نیز استفاده از یک تقویم ایده خوبی است. سخت ترین کار این است که توجه خود را متمرکز کنیم.

با وجود این فهرست ها هم، چالش همیشگی اجرای برنامه است. وقتی چیزهای زیادی ممکن است برنامه ما را خراب کنند، چگونه میتوانیم طبق آن پیش برویم؟ چگونه می‌توانیم بر چند کار مهم تمرکز کنیم وقتی کارهای زیادی نیازمند توجه و رسیدگی ما هستند؟

برای اینکار نیاز به یک طرف داریم.

مدیریت کردن روزمان باید تبدیل به یک مراسم خاص شود. مراسمی که آنقدر ساده باشد تا بتوان هر روز آن را انجام داد، آنقدر شفاف باشد تا ما را بر اولویت های مهم متمرکز نگه دارد، آنقدر کارآمد باشد که بر سر راه ما قرار نگیرد.

این مراسم باید هر روز در مجموع هجده دقیقه طول بکشد:

قدم ۱ (۵ دقیقه ) : این دقایق فرصتی فراهم میکنند که روز خود را از پیش برنامه‌ریزی کنید. چه چیزهایی روز شما را به روز بسیار موفق تبدیل خواهد کرد. با دید واقع‌بینانه چه کارهایی را می توانید به پایان برسانید که تمرکز شما را در طول سال زیاد میکند و به شما امکان می‌دهد در انتهای روز احساس سازندگی و موفقیت کنید.

قدم ۲ ( ۱ دقیقه در هر ساعت ): تمرکز مجدد. شما که هستید؟ را به خاطر آورید. تلفن یا کامپیوتر خود را تنظیم کنیم تا ساعت یک بار زنگ بزند و شروع به انجام کارهایی بکنیم که در تقویم شما فهرست شده‌اند. با شنیدن صدای زنگ نفس عمیق بکشید و از خود بپرسید آیا ساعت قبل را به نحو سازنده و پربار سپری کرده اید یا خیر. سپس به تقویم خود بنگرید و دوباره آگاهانه با خود عهد کنید که چگونه ساعت بعدی را خواهید گذراند. روز خود را ساعت به ساعت مدیریت کنید و اجازه ندهید که ساعت ها شما را مدیریت کنند.

قدم ۳ ( ۵ دقیقه ): دقایق عصر هنگام شما. در پایان روز کامپیوتر را خاموش و مرور کنید که روز شما چگونه سپری شده است. سه  دسته سوال رااز خود بپرسید. سوال هایی از این قبیل که امروز اوضاع چگونه بود؟ چه چیزی درباره خودم آموختم؟ آیا لازم است کسی را در جریان کاری قرار دهم؟

قدرتی که در اجرای مراسم روزانه نهفته است به دلیل پیش‌بینی کردنی بودن آن است. اگر کاری را به روشی مشابه بارها و بارها انجام دهید، نتیجه پیش بینی کردنی خواهد بود. در رابطه با مراسم هجده دقیقه ای مذکور، نتیجه این است که کارهای درست را به سرانجام خواهیدرساند.

اختصاص فقط هجده دقیقه در روز می تواند ساعات ناکارآمد زندگی شما را نجات دهد. ترفند کار اینگونه است که باید آگاهانه و عاقلانه موضوعات تمرکز خود را تعیین کنید؛ سپس در طول روز آنها را مداوم به خود یادآوری کنید.

کجا هستیم

هر روز خود را با دقت از پیش برنامه‌ریزی کنید، برنامه هر روز را طبق محورهای تمرکز سالیانه خود طراحی کنید. کارهایی را که سد راه شما می شوند به صورت انتخابی و سنجیده نادیده بگیرید. تقویم به عنوان راهنمای خود استفاده کنیم و کارها را از فهرست به تقویم منتقل کنید. در پایان هر روز به کارهایی که در طول روز انجام داده اید بنگرید و یاد بگیرید؛ سرانجام برای ادغام تمام این موارد، زمان کوتاهی را در فواصل پیش‌بینی شدنی در طول روز در نظر بگیرید تا در مسیر درست قرار گیرید و خود را در این مسیر نگه دارید.

انجام این فعالیت ها به زمان طولانی نیاز ندارد. فقط چند دقیقه در هر روز؛اما تضمین می‌کند که همواره کارهای خود را تمام کنید، هر کاری که پیش می‌آید و کارها درست.

 

نویسنده : قاسم حاجی آبادی

منبع : انعکاس هوش

 

اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی

درباره ی انعکاس هوش

مردم خوب ایران همیشه جایی برای پیشرفت و شاد بودن را در وجود خود دارند و بایستی با کمک به هم این مهم اتفاق افتاده تا شاهد شادی مردممان باشیم. آموختن راهی برای پیشرفت همه است. انعکاس هوش

مطلب پیشنهادی

سحر خیزی و موفقیت

🌞چگونه می توانیم عادت سحرخیزی را در خود ایجاد کنیم: ۱️⃣ برای تثبیت عادت سحرخیزی …

نکات کلیدی جهت تقویت حافظه

    ❌مصرف شکر خود را کاهش دهید❌ 🎈تحقیقات نشان می دهد که افرادی که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی